ضربدر

....................با ضــــــربـــــــدر است که میتوان انسانها را شناخت ....................

ضربدر

....................با ضــــــربـــــــدر است که میتوان انسانها را شناخت ....................

پیام های کوتاه
  • ۱۱ خرداد ۹۳ , ۲۰:۰۵
    آف

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتقاد» ثبت شده است

۰۴دی

از همان روزهای اولی که توفیق رفتن بالای منبر را داشتم دغدغه ای مرا رها نمی کرد

دغدغه ای که شاید در مواردی باعث می شد گزینه هایی را انتخاب کنم یا کنار بگذارم

و بر اساس این دغدغه عهدی نانوشته و ناخوانده با خود نیز دارم

و آن دغدغه این ست که اگر سخنی را بر سر منبر می گویی صرفا بر اساس درگیری های ذهنی خودت نباشد و از طرفی موضوعی نباشد که ذهن خودت درگیرش نشده باشد 

یعنی صرفا دغدغه و آن درگیری ذهن تو لزوما درگیری و دغدغه مخاطب نیست و تو باید به دنبال آن باشی که مخاطب تو چه چیزی برایش می تواند ارجحیت داشته باشد و چه چیزی برای او فرع است

و از طرفی قرار نیست حرفی بزنی و ذهن و فکر خودت فارغ از آن موضوع باشد و صرفا سخن برانی و خودت درگیر موضوع مطروحه بر سر منبرت نباشی

***

نمی دانم چقدر در این مهم موفق بوده ام و توانسته ام درگیری ذهن مخاطبم را بشناسم و نیز خودم (حداقل در همان ایام) خودم را درگیر موضوع کنم

***

از دو چیز بعد از منبر خوشم نمی آید

یکی : آقا استفاده کردیم

دوم : گفتنی نیست بین خودم و خدای من است

***

اگرچه از تعارفات بعد از منبر خوشم نمی آید اما از دیدن بازخورد موضوعی که طرح کرده ام برای من مهم است (اگرچه مخاطب من شاید هنوز به این ویژگی آراسته نشده است)

***

نزدیک ماه صفر با عزیزی جلسه ای داشتم و ایشان با یک واسطه نقل قولی از رهبری کردند که ایشان فرمودند : دغدغه امروز من بی تفاوتی جامعه است

دانستم اگر رهبر آسیبی را گوشزد می کنند حتی اگر من احساس نیازی نسبت به آن نمی کنم اما مسلما نیاز بوده و من از آن غافل بوده ام

به خودم گفتم نباید از کنار این خواسته رهبرت بی تفاوت عبور کنی باید عزمت را جزم کنی و برایش بخوانی و بنویسی و بگویی و... و درگیر کنی خودت و زندگی ات را با این موضوع.

نمی دانم چقدر موفق بودم در اینکه زندگی ام خودم و مخاطبم را درگیر کنم با این دغدغه ی رهبرم

***

دوستان با تفاوت

کمیل با تفاوت

مرتضی استاجی
۱۵تیر

پست با این نام از وبلاگ برداشته شد. (می گویند کار جمعی و...)

حالا شما این جمله را تکمیل کنید 

 می گوییم کار جمعی و...

مرتضی استاجی
۱۰تیر

خدارا شکر که خدا این نعمت را به ما داد که تو را درک کنیم.

خدارا شکر هنوز در صدری.

خدارا شکر که قیمتت بالاترین بود.

خدارا شکر که میدانیم دوست داری دوشنبه عصر چه غذایی میل کنی

خدارا شکر که پس از تحقیق های بسیار میدانیم دقیقا نسبت فاصله روزهای تولد تو و حریفت با نسبت فاصله روزهای تولد فرزند تو و فرزند حریفت یکی ست

خدارا شکر که علت استفراغ هایت مشخص شد

خدا راشکر که میدانیم دقیقا در هنگام زدن اولین گلت چند ساله و چند ماهه و چند روزه بودی 

خدا را شکر که در کودکی ات کسی آمد دستت را گرفت و خرج ات را داد تا بشوی این

خدار ا شکر که اینقدر آدم خوبی بودی که به داعشی ها لبیک نگفتی

لیونل جون

مرتضی استاجی
۱۱خرداد

نمیدانم این بازار کجاست که همه اجناس نصف قیمت آنجاست

مرتضی استاجی
۱۶ارديبهشت

جناب آقای "پرهیزی" 1که طبق نقلی از نوادگان یکی از علماست دانش آموز کلاس سوم راهنمایی یا همون دبیرستان دوره اوله که بعد از یک عالمه مطالعه و پیگیری و گرفتن وقت اساتید ارجمند رفته مسابقه تفسیرقرآن در استان که مواجه شده با دو امتحان ،یکیش کتبی یکیش شفاهی.

با تلاش های بسیار از پس کتبی بر می آید و وقتی نوبت رودررو شدن با مفسران قهار می شود،از ایشان که دوباره یادآوری می کنم کلاس سوم راهنمایی ست می پرسند حجیت مفهوم وصف را توضیح دهید و او با اینکه ششصد بار این موضوع را با اساتید ارجمند کند وکاو کرده و مخ آنها را جویده بود این بار درمصاف آن والا نشینان دست تسلیم بالا برده و گفته ببخشید من مطالعه ام و برداشت تفسیری و هم چنین مطالعات اصولی آن هم باب آسان و راحت باب الفاظ را تسلط ندارم و به پنجم شدن خود افتخار میکنم...

حال من بعد از سه روز در اندیشه آنم که آن دانش آموز و دوباره می گویم کلاس سوم راهنمایی، با داشتن معلومات باب الفاظ قرار است چه تحولی در زندگی اش رخ  دهد و نیز آن همه مطلب مفید در سوره حجرات فقط همین مساله اش مانده بود؟...

اللهم لاتجعلنا من الوالا نشینان البوووقیة

--------------------

پا صفحه ای
1. نام این افراد یک راز است که نگارنده آنها را تغییر داده است تا مخاطب نفهمدمنظورش کیست.
مرتضی استاجی
۱۴فروردين

یه روزی بود می گفتن فلانی خیلی آدم خلافکاریه میدونی چرا چون توی خونش ویدیو داره!

یه کم دیگه گذشت...

می گفتن اوه اوه می دونی فلانی توی خونش دستگاه سی دی داره (نگارنده خود به عینه این را دیده است)

یا می گفتن می دونی فلانی چه فیلمی دیده؟؟؟ تایتانیک رو دیده!!! و تایتانیک خلاف ترین فیلم آن زمان بود و اگر کسی آنرا دیده بود به اوج فساد دست یافته بود.

الان که ویدیو و  دستگاه سی دی از مد افتاده و حتی فیلمی که روزی برای خودش توی فساد برو بیایی داشت توی تلوزیون پخش میشه؛ معلوم میشه قدیمیا الکی به یه چیزی گیر می دادن و یا اینکه ما اینقدر مسایل برامون عادی شده و راحت شدیم از قید و بند ها و خیلی زشت نمیدانم آنچه را زشت است.

نمیدونم آیا قراره فیلم هایی که الانم م میگیم وای چه بده بعدا دوبله بشه؟؟؟

مرتضی استاجی
۰۴اسفند
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
مرتضی استاجی
۰۳بهمن

با دوتا از دوستام نشسته بودیم که یکیشون رفت توی اینترنت  و یک داستان رو شروع کرد به خوندن. دو ، سه دقیقه ای طول کشید بعد که تموم شد به من نگاه کرد. و منم گفتم افتضاح بود  نویسنده چقدر بد نوشته بود اطناب داشت اصلا داستان قشنگی نبود. این رفیق ما به من و من افتاد.

و اون دوست دیگه گفت : .... وبلاگ خودش بود که خوند.

 جاخوردم

جای من بودی چیکار میکردی ....


                                      

مرتضی استاجی